previos pageحضرت معصومه سلام الله علیها فاطمه دوم - محمد محمدی اشتهاردیnext page


اى يونس! عيسى بن عبدالله در حيات و ممات، از ما خاندان است.(94)

هنگام خداحافظى، امام صادق (عليه السلام) بين دو چشم عيسى بن عبدالله را بوسيد.(95)

7 و 8- ابراهيم بن هاشم و پسرش على بن ابراهيم

يكى از راويان و علماى پركار كه از اهالى كوفه بود، ولى در قرن سوم به قم مهاجرت كرد، ابراهيم، بن هاشم است، او نخستين كسى است كه حديث كوفيان را در قم منتشر نمود، او از اصحاب خاص امام جواد (عليه السلام) بود، و به گفته بعضى با امام رضا (عليه السلام) نيز ملاقات نموده بود، و از راويانى است كه 6414 روايت از امامان (عليهم السلام) نقل كرده است.

او داراى تأليفاتى بود(96) از جمله كتاب النوادر و كتاب قضاوت‏هاى اميرالمؤمنان على (عليه السلام) را مى‏توان نام برد.(97)

آرى آن كسى كه حامل 6414 روايت از امامان معصومه (عليها السلام) است، و از اصحاب نزديك امام جواد (عليه السلام) مى‏باشد، و با اين مكنت علمى در اوايل قرن سوم به قم مى‏آيد و به نشر آثار امامان (عليهم السلام) همت مى‏گمارد، قطعا نقش به سزايى در تشكيل حوزه علميه در قم، در آن عصر خواهد داشت، چرا كه كه وجود ذيجود علماى پركار و برجسته‏اى همانند او، موجب رونق بازار علم و دانش و تعليم و تعلم خواهد شد.

جالب اينكه پسر ارجمند او على بن ابراهيم قمى (صاحب تفسير على بن ابراهيم) نيز راه پدر را پيمود، و از دانشمندان و راويان لايق و تلاشگرى بود كه در انتقال احاديث و فرهنگ امامان اهلبيت (عليهم السلام) از عراق به قم يد طولا داشت. اين مرد بزرگ را به عنوان يكى از اعلام قرن 3 و 4 كه در قم مى‏زيسته، خوانده‏اند،

او كتاب‏هاى متعددى تأليف كرد، مانند:

1- تفسير روائى قرآن، 2- الناسخ و المنسوخ، 3- المغارى، 4- كتاب الشرايع، 5- قرب الاسناد، 6- المناقب، 7- اختيار القرآن - 8- كتاب التوحيد و الشرك، 9- كتاب الحيض، 10- كتاب الانبياء، 11- كتاب فضايل اميرالمؤمنين (عليه السلام)، 12- كتاب المشذر.

قبر شريف اين عالم بزرگ، در قم در بقعه‏اى در كنار باغ شهردارى همراه قبر شريف محمدبن قولويه است.(98)

9- يكى از رجال برجسته كه با قم ارتباط داشت و شاگردانش از كوفه به قم آمدند، و به نشر آثار تشيع پرداختند، يونس بن عبدالرحمن شاگرد برجسته امام كاظم (عليه السلام)، سپس شاگرد امام رضا (عليه السلام) است، او داراى تأليفات ارزنده بود و با بيان و قلم از حريم ولايت و امامت دفاع مى‏كرد، به گفته فضل بن شاذان، يونس هزار كتاب در رد مخالفين و... نوشت.

يونس از فقها و مراجع عاليقدر است كه امام رضا (عليه السلام) در پاسخ به سوال حسن بن على بن يقطين فرمود: يونس مورد اطمينان است، مسائل مورد نياز خود را از او بپرس.

و در مورد ديگر، اهالى بصره، در مورد يونس بن عبدالرحمن، شكايت كردند، يونس غمگين شد، حضرت رضا (عليه السلام) به او فرمود:

اى يونس! با كى بر تو نيست وقتى كه امام تو را از تو راضى است، اى يونس! هر گاه در دست تو گوهر درخشانى باشد و مردم بگويند پشگل است يا در دستت تو گوهر درخشانى باشد و مردم بگويند پشگل است يا در دستت پشگل باشد و مردم بگويند گوهر است، آيا در نظر تو اثر مى‏كند؟

يونس عرض كرد: نه، امام رضا (عليه السلام) فرمود: بنابراين واقعيت كه راه و روش تو در دست است و امام تو از تو راضى است، از گفتار مردم نگران نباش.(99)

10- احمد بن اسحاق، وكيل امام حسن عسكرى (عليه السلام) در قم

يكى از علماى برجسته و محدثين عالى مقام و شيوخ علماى قم در قرن سوم احمد بن اسحاق بن عبدالله اشعرى قمى است، او از اصحاب و نزديكان امام حسن عسكرى (عليه السلام) بود، و حضرت ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف)را در كودكى در نزد پدرش امام حسن (عليه السلام) ديدار كرد، او از سفراء و وكلاى امام حسن عسكرى (عليه السلام) در قم بود، و به امر آن حضرت مسجد امام قم را ساخت، او داراى تأليفات متعدد بود، مانند: 1- كتاب علل الصلوه 2- مسائل الرجال، 3- علل الصوم و...

او در رسيدگى به امور دينى، اجتماعى و سياسى شيعيان، به خصوص مردم قم، تلاش فراوان داشت، و بين مردم و امام حسن (عليه السلام) و آستان قدس امام زمان (عليه السلام) رابط بود، و توقيعات متعددى كه از ناحيه مقدسه امام زمان (عليه السلام) براى افراد خاص صادر مى‏شد، يكى از آنها به نام احمد بن اسحاق بود.

اين مرد مخلص و بزرگ، در تكوين و تشييد حوزه علميه در عصر خود، نقش موثر داشت، و در حديث رسانى به طلاب آن زمان تلاش بسيار مى‏كرد(100). سرانجام هنگام بازگشت از سامرا به قم، در مسير خود وقتى به حلوان (سر پل ذهاب) رسيد، از دنيا رفت قبرش در آنجا داراى بارگاه شكوه‏مند زيارتگاه شيفتگان خاندان رسالت (عليه السلام) است.

11- سعد بن عبدالله اشعرى قمى

يكى از فقها برجسته و روايان جستجوگر و پر تلاش، و مولفان بزرگ قمى در قرن سوم، سعد بن عبدالله بن ابى خلف اشعرى قمى پيشواى قمى‏ها است كه از اصحاب امام حسن عسكرى (عليه السلام) بود، و در قم سكونت داشت و در راه استحكام و گسترش فقه تشيع، در قم رنج فراوان برد و كوشش بسيار نمود.

وى رد روز 27 شوال سال 299 يا 300 يا 301 هجرى قمرى وفات يافت.(101)

شخصيت‏هاى برجسته‏اى مانند محمد بن قولويه، على بن حسين بن موسى بابويه، حمزه بن قاسم و... را از شاگردان او به شمار آورده‏اند.(102)

وى در آن عصر كتاب‏هاى بسيار در فقه و تاريخ و رجال و علم كلام تأليف نمود كه از جمله آنها است:

1- كتاب الرحمه، 2- كتاب جوامع الحج، 3- كتاب الضياء در امامت، 4- مقالات الاماميه، 5- مناقب، 6- مثالب رواه الحديث، 7- كتاب فى فضل قم و الكوفه، 8- بصائر الدرجات، 9- منتخبات، 10- فضائل عبدالله و ابوطالب و عبدالمطلب‏(103).

12 - على بن بابويه قمى

نامه امام حسن عسكرى (عليه السلام) به على بن بابويه‏

امام حسن عسكرى (عليه السلام) نامه‏اى براى على بن بابويه نوشت كه ترجمه آن چنين است:

بسم الله الرحمن الرحيم، حمد و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است، و عاقبت نيك براى پرهيزكاران مى‏باشد، و بهشت براى يكتاپرستان، و آتش دوزخ براى منكران است، و عدوانى جز بر ستمگران نيست، و معبودى جز خداى يكتا وجود ندارد، كه برترين آفريدگار است، درود بر بهترين خلقش محمد (صلى الله و عليه و آله و سلم)و عترت پاكش.

اما بعد اوصيك يا شخصى و معتمدى و فقهى ابالحسن على بن الحسين قمى...؛

سفارش مى‏كنم تو را اى شيخ و مورد اعتماد و فقيه من، ابوالحسن، على بن الحسين قمى، خداوند تو را بر آنچه مورد خشنودى او است موفق بدارد، و در پرتو رحمتش فرزندان شايسته در نسل تو قرار دهد. (سفارش مى‏كنم تو را) به تقوا و پرهيزكارى و برپا دارى نماز و دادن زكات، زيرا نماز از كسى كه زكات نمى‏دهد قبول نمى‏شود، و تو را سفارش مى‏كنم به بخشيدن لغزش‏هاى ديگران، فرو بردن خشم هنگام غضب، صله رحم، ايثار و همكارى با برادران دينى، و كوشش در تأمين نيازهاى آن‏ها در هنگام سختى و آسانى، تعقل و خردمندى، هنگام جهل و نادانى.دين‏شناسى و استوارى در امور، و فراگيرى قرآن و پيوند معنوى با آن، خوش اخلاقى، امر به معروف و نهى از منكر كه خداوند مى‏فرمايد:

لا خير فى كثير من نجواهم الا من امر بصدقه او معروف، او اصلاح بين الناس؛

از بسيارى از در گوشى (و جلسات محرمانه) آنها (منافقان و منكران خير و سودى نيست، مگر كسى كه (به اين وسيله) امر به كمك به ديگران يا كار نيك يا اصلاح در ميان مردم كند، و هر كس براى خشنودى خداوند چنين كند، پاداش بزرگى به او خواهيم داد.(104)

و دورى از همه زشتى‏ها.

و بر تو باد به نماز شب، همانا پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم)به على (عليه السلام) چنين وصيت كرد:

يا على عليك بصلوه اليل، عليك بصلوه اليل و من استخف بصلوه الليل فليس منا؛

اى على بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، و كسى كه نماز شب را سبك بشمرد از مام نيست.

به سفارش ما عمل كن، و آنچه را به تو امر كردم، به همه شيعيانم امر كن تا به آن عمل كنند.

و بر تو باد به صبر و انتظار فرج (امام مهدى (عليه السلام)) همانا پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم)فرمود: بهترين اعمال امت من، انتظار فرج است، و همواره شيعيان ما در اندوه هستند، تا پسر من آشكار گردد، همان كه پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم)در مورد او چنين مژده داد: او سراسر زمين را همان گونه كه پر از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد كند، اى شيخ من! و اى مورد اعتماد من ابوالحسن! صبر كن و همه شيعيانم را به صبر و استقامت امر كن؛ ان الارض لله يورثها من عباده، و العاقبه للمتقين؛ همانا سراسر زمين از آن خداست، و آن را به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) واگذار مى‏كند، و سرانجام (نيك) براى پرهيزكاران است.

و سلام بر تو و همه شيعيان ما، و رحمت و بركات خدا بر آنها، و خداى براى ما كافى و نگهبان، و مولاى نيك و ياور نيكو مى‏باشد.(105)

اين نامه به روشنى بيانگر آن است كه قم در همان قرن دوم و سوم، در دوران غيبت صغرى، داراى وزنه‏هاى بزرگ علمى و معنوى بوده و مركزيت ويژه‏اى براى نشر علوم آل محمد (صلى الله و عليه و آله و سلم)داشته است.

13- ابن وليد قمى

محمد بن حسن وليد قمى، بزرگ‏ترين فقيه و محدث شيعه در قم بعد از على بن بابويه بود، و او را به عنوان استاد شيخ صدوق ياد كرده‏اند، و كتاب الجامع در فقه از تأليفات او است، وى در سال 343 هجرى قمرى در قم از دنيا رفت.

14- ابن قولويه قمى

يكى از فقها و علماى برجسته حوزه علميه قم در قرن چهارم، جعفر بن محمد بن قولويه مولف كتاب كامل الزيارات استاد شيخ مفيد است، او كتاب‏هاى بسيار در فقه و حديث و... تأليف كرده كه علامه سيد محسن امين در اعيان الشيعه، تعداد 25 كتاب او را نام مى‏برد، اين مرد بزرگ در سال 367 يا 369 هجرى قمرى از دنيا رفت، و قبرش در كاظمين است.(106)

15- شيخ صدوق

يكى از ستارگان درخشان آسمان فقه و علم و فضيلت، عالم بزرگ و مجتهد اكبر، ابوجعفر محمد بن على بن حسين بن موسى بابويه، معروف به شيخ صدوق است، وى در حدود سال 305 هجرى قمرى متولد شد و در سال 381 از دنيا رفت، در شرح حال اين فقيه بزرگ قمى، به ذكر گفتار محدث خيبر، شيخ عباس قمى (رحمه الله) اكتفا مى‏كنيم:

شيخ صدوق، بسيار جليل القدر و حافظ احاديث بود، به حدى كه در ميان قمى‏ها مانند او در حفظ و كثرت علم ديده نشد، او در قم بود و به التماس شيعيان رى به رى رفت و در آنجا اقامت گزيد.... او قريب سيصد كتاب تصنيف فرمود... غالب احاديثى كه به ما رسيده از بركات قلم اوست، قبرش در اين بابويه، شهر رى است.(107)

جالب اين كه شيخ صدوق (رحمه الله) به دعاى امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف)متولد شد، به اين ترتيب كه: على بن بابويه (پدر شيخ صدوق) گويد: عريضه‏اى به محضر امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف)نوشتم و توسط حسين بن روح (سومين نايب خاص امام زمان) به ناحيه مقدسه فرستادم، و از آن حضرت خواستم دعا كند تا داراى فرزند شوم. طولى نكشيد جواب آمد: به زودى خداوند دو فرزند صالح به او خواهد داد دعاى امام مستجاب شد، او داراى دو پسر شد، نام يكى از آنها را محمد و ديگرى را حسين گذاشت، محمد (شيخ صدوق) و وقتى كه بزرگ شد افتخار مى‏كرد كه بر اثر دعاى امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف)متولد شده است، اساتيد او مى‏گفتند: سزاوار است كسى كه به دعاى حضرت حجت (عليه السلام) متولد شده اين چنين (داراى مقامات عالى علمى و معنوى) گردد.(108)

كوتاه سخن آنكه: نويسنده تاريخ قديم قم (تأليف شده سال 378) كه معاصر شيخ صدوق بوده مى‏نويسد: تعداد علماى شيعه در عصر ما به 226 نفر رسيده، ولى تعداد علماى اهل تسنن به چهارده نفر مى‏رسند.(109)

نتيجه و جمع بندى:

مطالب فوق بيانگر آن است كه قم در قرن دوم و سوم، و به خصوص در قرن چهارم داراى حوزه علميه بود، و اين حوزه از نظر علمى در پرتو وجود علماى بزرگ و فقهاى عالى مقام، در جايگاه رفيعى قرار داشته است.

و مطابق بعضى از متون، تنها در قرن چهارم هجرى قمرى صد نفر از علماى بزرگ و محدثان از قم برخاسته‏اند.(110)

حوزه علميه قم از قرن پنجم تا كنون‏

رونق حوزه علميه قم در قرن پنجم و ششم

در قرن‏هاى 5 و 6 هجرى قمرى (دوره سلجوقيان) نيز قم مركزى بزرگ براى فقهاى و علماى شيعه بوده و عده‏اى براى تحصيل به اين شهر مى‏آمدند و مدارس دايرى داشت.

شيخ عبدالجليل رازى نويسنده كتاب النقض الفضائح وضع علمى قم را در قرن ششم شرح داده مى‏گويد: مدارس دينى قم، داراى وسايل كافى علما و مدرسان و مفسران بزرگ مى‏باشد، و كتابخانه‏هايى مشحون از كتب فرقه‏هاى مختلف در آن وجود دارد.

شيخ عبدالجليل رازى نام اين چند مدرسه علميه را در قم كه در عصر خودش (قرن ششم هجرى قمرى) داير بود فقيهان و پيشوايان دينى، با شكوه تمام در آن مى‏زيسته‏اند، ذكر كرده است كه عبارتند از:

مدرسه سعد صلت، مدرسه اثيرالملك، مدرسه سيد سعيد عزالدين مرتضى، مدرسه سيد زين الدين، مدرسه ظهير الدين عبدالعزيز، مدرسه ابوالحسن كميج، مدرسه شمس الدين مرتضى، مدرسه مرتضى كبير، و مدرسه‏اى در جنب مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) (كه به نام مدرسه آستانه يا... بوده است، اين مدرسه به احتمال قريب به يقين همان مدرسه فيضيه فعلى است).(111)

نويسنده تاريخ مذهبى قم، پس از نقل مطلب فوق، مى‏نويسد: در فاصله ميان سلجوقيان - كه در قرن 6 و 7 مى‏زيستند) تا آغاز حكومت نويسنده روشن نيست، در اين فاصله در قم از لحاظ روحانيت براى نويسنده روشن نيست، در اين فاصله در قم حوادث گوناگونى رخ داده و چند بار مردم آن قتل عام شده‏اند، و خود شهر ويران گرديد...(112)

حوزه علميه قم در قرن 10 و 11 و 12 (عصر صفويه)

سلسله صفويه حدود 240 سال قمرى و 237 سال شمسى، از سال 907 تا سال 1148 قمرى (877 تا 1114 شمسى) زمام حكومت ايران را به دست گرفتند، از آنجا كه زمامداران صفوى، مروج مذهب تشيع بودند، و امكانات فراوانى در اختيار علماى شيعه گذاشتند و مساعدت فراوان با آنها داشتند طبعا حوزه‏هاى علميه در تبريز، شيراز، اصفهان و قم رونق فراوان يافت، و شهر قم رسما مورد توجه دولت و ملت ايران واقع شد، و بار ديگر مدارس ويران شده آباد گرديد، و يا مدارسى از نو ساخته شد، از اين رو علماى برجسته شيعه، در اين عصر در حوزه علميه قم به درس و بحث اشتغال داشته‏اند، مانند:

حكيم معروف ملا صدرا شيرازى صاحب اسفار، و دامادهايش: مولى محسن فيض، فقيه فيلسوف نامى آن عصر، و مولى عبدالرزاق فياض لاهيجى، و فرزند او ميرزا حسن گيلانى (متوفاى 1043 هجرى قمرى) و همچنين قاضى سعيد(113) و مولى طاهر قمى و ديگران، و به گفته بعضى دو عالم بزرگ دوره صفويه، يعنى شيخ بهائى و ميرفندرسكى نيز مدتى در حوزه عليمه قم بودند و در مدرسه فيضيه حجره داشته‏اند.(114)

حضور اين علماى برجسته و پر تلاش در قم، در عصر صفويه بيانگر آن است كه قم در آن عصر، داراى حوزه علميه فعال، و مدارس و طلاب بسيار بوده، و علوم مختلف اسلامى در آن، تحصيل و تدريس مى‏شده است.

مدرسه فيضيه كه از قديمى‏ترين مدارس علمى قم است، و مى‏توان آن را در همه قرن‏ها، مركز طلاب علوم دينى ناميد در عصر شاهان صفوى تجديد بنا شد، چنان كه از كتيبه ايوان جنوبى مدرسه فيضيه، كه در آن به صحن كهنه مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) باز مى‏شود، فهميده مى‏شود كه اين مدرسه در عهد صفويه بازسازى شده و اين تجديد بنا از بناهاى دومين شاه صفوى يعنى طهماسب اول (متوفاى 948 هجرى قمرى) در سال 934 هجرى قمرى است، و به گفته بعضى وجه نامگذارى آن به فيضيه اين رو است كه حكيم و محدث و فقيه بزرگ، مولى محسن فيض (متوفى 1091 هجرى قمرى) در اين مدرسه سكونت داشته است.

و به گفته بعضى ديگر: اين نام، نام (حكيم عبدالرزاق فياض لاهيجى گرفته شده كه او در همين عصر در مدرسه فيضيه سكونت داشت.

يكى ديگر از مدارس علميه كه در عصر صفويه، در زمان سلطنت شاه سلطان حسين (نهمين پادشاه صفويه) ساخته شده، مدرسه مومنيه مى‏باشد، كه آن را محمد مومن ساخته است كه اخيرا به دستور مرجع فقيد آيت‏الله العظمى مرعشى نجفى (رحمه الله) بازسازى و وسعت يافته است.

و نيز يكى از مدارس حوزه عليمه، (مدرسه جانيخان) است كه در مقابل در بزرگ مسجد جامع قم قرار دارد، اين مدرسه نيز در عهد صفويان، توسط شخصى به نام جهانگيرخان ساخته شده است.

و همچنين بناى اوليه مدرسه آيت‏الله بروجردى، كه قبلا نام آن، مدرسه خان بود، و توسط آيت‏الله العظمى بروجردى، تجديد بنا شد نيز در عهد صفويه توسط شخصى به نام مهدى قلى خان از شاگردان ملا محسن فيض بود، ساخته شده است، اين مدرسه در سال 1123 قمرى تأسيس گرديد.(115)

اين آثار نشان مى‏دهد كه حوزه علميه قم در عصر صفويه در قرن‏هاى دهم و يازدهم و دوازدهم از رونق خاصى برخورد بوده است.


previos pagenext page